واما عشق...
《الصَّلاهُ نورٌ》نماز، روشنی است
《الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن》نماز، معراج مؤمن است
《عَلَمُ الایمَان الصَّلاة》علامت و نشانه ایمان نمازاست
《الصَّلاة نُورُ المُؤمِن》نماز نور مؤمن است
《الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم》نماز، پایه و ستون دین شماست
《عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة》نماز، پرچم اسلام است
《الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ》نماز به منزله رأس اسلام است
《الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه》نماز کلید بهشت است
نقش رسانه در جذب جوانان به نماز

●نماز و کودکان
نماز، رکن اساسی دین مبین اسلام است و بر اقامه آن در قرآن و احادیث، تاکید شده است. نماز، خالصانه ترین نوع عبادت بنده در برابر خالق خویش است. میل به پرستش، ریشه در فطرت خداجویی انسان دارد و نماز، عالی ترین نشانه پرستش خالق هستی است. آیت الله مطهری در این باره چنین می گوید:
«یکی از پایدارترین و قدرتمندترین تجلیات روحی آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود انسانها، حس نیایش و پرستش است. مطالعات آثار زندگی بشر نشان می دهد هر زمان، هرجا که بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی که هست، شکل کار و تشخیص معبود متفاوت شده است. از نظر اشکال، از رقصها و حرکات دست جمعی و موزون همراه با یک سلسله اذکار و اوراد گرفته تا عالی ترین خضوع ها و خشوع ها.»

اهمیت اقامه نماز بر هر فرد مسلمانی آشکار است به گونه ای که هر مسلمان معتقدی براساس یک سنت دیرینه هنگام تولد نوزاد در گوش او، اذان اقامه می کند. این مسئله حاکی از پایبندی مسلمانان به مبانی اعتقادی دین خود می باشد که از همان ابتدا تلاش می کنند تا فرزندان خود را افرادی متعهد و متدین تربیت نمایند. اهمیت نماز در دین مبین اسلام به حدی است که دانشمندان خارجی نیز ملاک مسلمان بودن را نماز قلمداد می کنند.

اما آنچه در مورد آموزش مسائل و احکام دینی مطرح می باشد این است که آیا در شرائط کنونی و با توجه به تبلیغات مسموم دین ستیزان، آیا والدین می توانند به مانند گذشته، فرزند خود را فردی متدین و پایبند به احکام و ارزشهای دینی تربیت کنند؟
و آیا آنها اجازه دارند همچون گذشته فرزندان خود را به دین پذیری تشویق کنند و یا اینکه برای اینکار باید به شیوه های نوین تربیتی متوسل شوند؟

استاد مرتضی مطهری در مورد راههای آشنایی کودکان با نماز چنین می نویسد: «بچه ها را باید از کودکی به نماز تمرین داد، دستور به ما رسیده است که به بچه از هفت سالگی نماز تمرینی یاد دهید. البته، بچه هفت ساله نمی تواند نماز صحیح بخواند ولی صورت نماز می تواند بخواند، از هفت سالگی می تواند به نماز عادت بکند، چه پسر چه دختر. یعنی همان ابتدا که بچه به دبستان می رود، باید نماز را در دبستان به او یاد دهند ولی این را توجه داشته باشید که یاد دادن و وادار کردن با زور نتیجه ای ندارد، کوشش کنید که بچه تان از اول به نماز خواندن رغبت داشته باشد و به این کار تشویق بشود. به هر شکلی که می توانید موجبات تشویق بچه تان را فراهم کنید که با شوق و ذوق نماز بخواند، زیاد به او بارک الله بگویید، جایزه بدهید، اظهار محبت کنید که بفهمد وقتی نماز می خواند بر محبت شما به او افزوده می شود.»


در متن فوق نکات ارزشمندی درر رابطه با چگونگی آموزش نماز به کودکان وجود دارد که در اینجا بدان اشاره می شود:

▪بچه ها را باید از کودکی به نماز خواندن، تمرین داد نه وادار کرد
آنچه مسلم است، تمرین دادن با وادار کردن بسیار تفاوت دارد. در حالت تمرین اگر انجام یک رفتار برای کودک، خوشایند و لذت بخش باشد قطعاً به تکرار آن علاقمند می شود اما هنگامی که انجام همان رفتار با اجبار همراه شود به جهت آنکه براساس شیوه های تربیتی، مناسب نمی باشد، نمی تواند برای کودک پیامدهای مفیدی به دنبال داشته باشد. این موضوع در مورد شیوه آموزش فریضه نماز به کودکان کاملاً صادق است. از پدر و مادر و سایر کسانی که در محیط تربیتی کودک به سر می برند، انتظار نمی رود که با زور و اجبار او را به خواندن نماز وادار کنند بلکه کودک باید با مشاهده تکرار این عمل از سوی بزرگترها، از رفتارشان سرمشق بگیرد. به طور مثال در موارد متعدد، مشاهده شده است که کودکان به هنگام نماز خواندن بزرگترها، همان رفتار را تقلید می کنند.


▪ایجاد علاقه و گرایش به نماز باید از محیط خانواده آغاز و در مدرسه تقویت شود
اولیاء و مربیان باید به این نکته توجه داشته باشند که آنها نیز اجازه ندارند بدون فراهم ساختن بستر مناسب برای گرایش کودکان به نماز، راه اجبار را در پیش گیرند چرا که احتمال دارد، کودکی بنا به دلائل مختلف با این فریضه، آشنایی نداشته باشد که در این صورت وادار نمودن کودک به انجام رفتاری که پیش از این ذهنیتی نسبت به آن نداشته است ممکن است عواقب ناخوشایندی نیز در پی داشته باشد. بنابراین، آموزش مبانی اعتقادی در مدارس نیز باید با دقت و برنامه ریزی صحیح و اصولی صورت گیرد.


▪کودک باید به نماز خواندن ترغیب شود نه تهدید
نمی توان با گفتن جملاتی از قبیل «کسی که نماز نمی خواند دشمن خداست» یا «اگر نماز نخوانی خدا تو را دوست ندارد»... کودکان را به نماز خواندن وادارکرد. از یاد نبریم که اسلام دین رحمت و رافت است، بنابراین آموزش اعتقادات دینی نیز باید بر همین اساس صورت گیرد نه چیز دیگر.


▪نماز خواندن به عنوان یک رفتار باید مورد تشویق قرار گیرد

اساسا، انسانها دوست دارند پس از انجام هر کار مثبتی مورد تشویق قرار گیرند که این تشویق ها در نهایت به تقویت هرچه بیشتر آن رفتار می گردد که در این خصوص کودکان به دلیل شرائط سنی خود بیش از سایر افراد به تشویق نیازمندند. بنابراین، چنانچه در سن کودکی اعمال خوب و پسندیده مورد تشویق واقع شوند، انتظار است که در سنین بالاتر انجام همان اعمال تقویت و تثبیت شوند.

با این اوصاف، باید گفت ایجاد گرایش به نماز در کودکان، مستلزم شناخت و آگاهی کامل از روانشناسی کودک است. واقعیت این است که نباید هیچ هنجار و ارزشی را به کودک خود تحمیل نماییم مگر آنکه زمینه و بستر مناسب برای انجام آن وجود داشته باشد. بهره گیری از شیوه های مناسب برای آموزش ارزشها و هنجارهای مختلف موجب می شود که به نتایج مطلوب و خوشایندی دست پیدا کنیم.

چنانچه پیش از این اشاره رفت یکی از عوامل موثر در این راه، رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون است که می تواند، نقش مفید و ارزنده ای در جذب کودکان به نماز و سایر اعتقادات دینی داشته باشد. لازمه این کار، آن است که نیازهای روحی و روانی آنها به شکل مطلوب شناسایی و برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده که در همان ایجاد شوق و رغبت به مسائل اعتقادی و دینی است، تلاش شود.


●تلویزیون و کودک
به اعتقاد متخصصان و روان شناسان کودک، تلویزیون یک پرستار بچه، ولی از نوع الکترونیکی است که تاثیر زیادی بر زندگی و روحیات کودک دارد و همانطور که والدین در انتخاب یک پرستار کودک، دقت و حساسیت خاصی به خرج می دهند باید در انتخاب نوع برنامه هایی که یک کودک می بیند نیز دقت و حساسیت لازم را داشته باشند.

امروزه به رغم نظریات کارشناسان و صاحب نظران دال بر تاثیر منفی تلویزیون بر رفتار کودکان، عده ای دیگر تاثیر تلویزیون بر رفتار کودکان را مثبت ارزیابی می کنند. تاثیر تلویزیون بر کودکان به نوع و چگونگی برنامه هایی که تماشا می کنند، بستگی دارد. هدف از تولید برخی برنامه ها، آموزش و اطلاع رسانی است، در حالی که برخی دیگر از برنامه ها فقط برای سرگرم کردن بیننده تولید می شوند. برنامه های سرگرم کننده می توانند برای بیننده، مهیج باشند و شعور او را نسبت به جنبه های خاصی از زندگی پرورش دهند و بر عقاید و ارزشهای او تاثیر بگذارند.

کودکان از تماشای تلویزیون لذت می برند و مایلند که بیشتر وقت خود را صرف تماشای برنامه های این جعبه جادویی کنند. این عامل سبب می شود تا خواسته و ناخواسته، رفتارشان تحت تاثیر قرار گیرد.

بنابراین برای تولید برنامه های خاص کودکان، باید تابع اصول و ضوابط خاصی بود تا این رسانه بیش از آنکه تاثیر منفی در بر داشته باشد، اثرات مثبت برر رفتار کودکان بر جای بگذارد. آنچه مسلم است بزرگسالان و در واقع افرادی که در ارتباط بیشتری با کودک هستند، باید شیوه استفاده مفید و مثبت از تلویزیون را فرا گرفته و آن را به کودکان نیز بیاموزند.

کودکان از طریق برنامه های تلویزیونی، می توانند بسیاری از مسائل اجتماعی، اخلاقی، دینی ... را آموخته و در خود تقویت کنند و این میسر نمی گردد مگر آنکه، تولید کنندگان برنامه های تلویزیونی با شناخت و درک کامل نیازهای روحی و روانی کودکان، اقدام به ساخت برنامه نمایند.

آموزش مسائل دینی و اعتقادی به کودکان مستلزم استفاده از شیوه های مفید و مناسبی است که باید با احتیاط و حساسیت بیشتری با آنها برخورد شود. نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد و مورد توجه روان شناسان نیز می باشد آن است که کودک، هنگام تماشای تلویزیون، خود را در قالب شخصیت های تلویزیونی می گنجاند و سعی می کند که اعمال و رفتار شخصیت های مورد علاقه اش را تقلید کند. این عمل، سبب می شود که کودک هم تحت تاثیر پیام های منفی برنامه های تلویزیونی قرار گیرد هم تحت تاثیر پیام های مثبت.

تلویزیون در قبال مخاطبان کودک باید به نکات ذیل توجه داشته باشد:
▪در تولید برنامه های خاص کودکان، اصول روان شناسی مد نظر برنامه سازان گیرد.
▪از برخورد سطحی با مسائل گوناگون از جمله مسائل اعتقادی پرهیز شود.
▪به صرف تولید برنامه خاص کودکان، تواناییهای شناختی آنان نادیده گرفته نشود.
▪به قدرت درک و تشخیص کودکان احترام گذاشته شود.
▪پیام های اخلاقی باید به صورت غیر مستقیم ارائه شود نه مستقیم.



طبقه بندی: نماز در علوم مختلف،

تاریخ : شنبه 5 فروردین 1396 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : مجید اخوی مهربانی | نظرات