واما عشق...
《الصَّلاهُ نورٌ》نماز، روشنی است
《الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن》نماز، معراج مؤمن است
《عَلَمُ الایمَان الصَّلاة》علامت و نشانه ایمان نمازاست
《الصَّلاة نُورُ المُؤمِن》نماز نور مؤمن است
《الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم》نماز، پایه و ستون دین شماست
《عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة》نماز، پرچم اسلام است
《الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ》نماز به منزله رأس اسلام است
《الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه》نماز کلید بهشت است
نقش رسانه در جذب جوانان به نماز

●تلویزیون و راه های جذب کودکان به نماز
تلویزیون یک رسانه قدرتمند است که می تواند بر گروههای مختلف سنی اثرگذار باشد. در این میان، کودکان، مخاطبان خاص این رسانه هستند که باید برای ارضاء نیازهایشان تدابیر خاص اندیشیده شود. یکی از مهمترین این نیازها، نیازهای معنوی آنهاست که ارتباط مستقیم با اعتقادات و باورهای دینی آنها دارد.
کودک به واسطه داشتن روح پاک و لطیف، این آمادگی را دارد که هر نوع پیام خوب یا بد را از مخاطب خود دریافت کند و همین مسئله سبب می شود که دست اندرکاران تلویزیون در تولید برنامه های خود برای این گروه سنی دقت عمل بیشتری به خرج دهند.

تلویزیون، به عنوان یک رسانه ملی وظیفه دارد جهت تقویت و تثبیت ارزش ها و اعتقادات دینی در کودکان، کاملاً هوشیار و براساس منطق، رفتار کند. چرا که انتظار است این رسانه بنا به رسالتی که بر دوش دارد راه را برای جامعه پذیری افراد فراهم سازد و جامعه پذیری نیز چیزی نیست جزء اینکه، افراد با هنجارها و ارزش های اجتماعی و اعتقادی جامعه خود به بهترین شکل ممکن، آشنا شوند.

تردیدی نیست که در دعوت و جذب کودکان به نماز، باید به گونه ای عمل شود که احساس آزادی داشته باشند نه اینکه چنین تصور نمایند که مجبور به انجام فرائض دینی خود باشند. البته این به معنای بی توجهی و نادیده گرفتن آموزش اعتقادات و باورهای دینی نمی باشد. بلکه منظور آن است که کودک با میل و رغبت باطنی به انجام فرائض دینی گرایش پیدا کند.

تلویزیون، علاوه بر اینکه یک وسیله سرگرم کننده است، وسیله ای برای آموزش و یاددهی نیز می باشد به شرط آنکه اصول روان شناسی و شیوه های یاددهی متناسب با گروه های سنی باشد. در کشور ما تا پیش از فراگیر شدن انواع رسانه های جمعی از جمله تلویزیون، معمولا کودکان از دامن خانواده با فرائض دینی خود آشنا می شدند و به مرور زمان، برپایی آنها را بر خود واجب می دانستند اما باید پذیرفت که اینک با گذشته تفاوت پیدا کرده است. کودک در اجتماعی رشد می کند که با انواع وسائل ارتباطی مواجه بوده که هر کدام به نوعی بر افکار و اندیشه او تاثیر می گذارند.

تلویزیون، رسانه ای است که قادر است نقش مهم و ارزنده ای در پرورش نیازهای معنوی کودکان، ایفاء نماید. متاسفانه چنین به نظر می رسد که سازندگان برنامه های کودک در کشور ما در ساخت برنامه های خود کمی شتابزده و بدون مطالعه و شناخت دقیق نیازهای کودکان اقدام به تولید برنامه می کنند. که این مسئله نه تنها موجب گرایش آنان به تماشای تولیدات داخلی نمی کند بلکه بعضی مواقع نیز دلزدگی و بی رغبتی آنان را به دنبال دارد.

تلویزیون در سال های نخست برای کودکان از جاذبه زیادی برخوردار است و لذا کودکان، وقت بیشتری را صرف تماشای آن می کنند و مطالب زیادی را فرا می گیرند. طی همین دوران، کودکانی که به طور ارادی مطالبی را از رسانه های غیر از تلویزیون، یعنی رادیو، سینما، کتب داستان، مجلات و ... می آموزند، پس از گذشت چند سال معلوماتشان همسطح با کودکانی می شود که با تلویزیون به یادگیری می پردازند.


حال، سوال این است که با توجه به اهمیت این رسانه در ترویج و گسترش فرائض دینی از جمله نماز که مهمترین این فرائض است، آیا تلویزیون در انجام این کار موفق بوده است یا خیر؟

آنچه، بدیهی است، دست اندکاران تلویزیون به خوبی، اهمیت این کار را دریافته اند و بر این تلاش، بوده اند که در این راستا گام بردارند اما باید اذعان داشت که آنگونه که شایسته است، اقدامی صورت نپذیرفته و در ساخت و تولید برنامه های دینی همچنان بر شیوه های سنتی یعنی تلاش بر ارائه مفاهیم و تلقین آن به ذهن کودکان، تاکید می شود. دست اندکاران تلویزیون و برنامه سازان باید به این نکته تربیتی توجه داشته باشند که ما بزرگسالان اجازه نداریم خوب یا بد بودن را برای کودکان تشخیص دهیم بلکه باید بهره گیری از شیوه های مناسب تشخیص خوب یا بد بودن را به خود آنها واگذار کنیم. نماز یک فریضه دینی است که اقامه آن بر هر فرد مسلمانی واجب بوده و هر کس وظیفه دارد کودک خود را با فرائض دینی آشنا سازد و رسانه های گروهی نیز، باید این رفتار را با ساخت و تولید برنامه های مناسب تقویت کنند اما نباید به گونه ای رفتار نماییم که آنها به جای گرایش به مبانی اعتقادی خود، ناخواسته به بیراهه بروند.

تلویزیون به عنوان یک رسانه ملی در راستای جذب کودکان به نماز باید به نکات ذیل توجه داشته باشد:

▪ساخت و تولید برنامه های تلویزیونی متناسب با سن کودکان

 در ساخت چنین برنامه هایی باید سن و سال کودکان مد نظر قرار گیرد. برنامه ای که برای یک کودک سه یا چهار ساله ساخته می شود باید برنامه ای برای کودکان بالای ده سال تولید می شود، تفاوت داشته باشد و شیوه انتقال پیام متناسب با سن آنها باشد.


▪استفاده از کارشناسان و صاحبنظران مسائل دینی در کنار برنامه سازان
در چنین حالتی برنامه سازان علاوه بر آگاهی بیشتر از مسائل دینی از جمله نماز، بهتر می توانند مفاهیم مربوط به نماز را به مخاطبان خود انتقال دهند.


▪استفاده از کارشناسان و صاحبنظران تربیتی و روان شناسان کودک
بدون تردید، کارشناسان و صاحبنظران مسائل کودک بهتر از سایر کارشناسان به مسائل مربوط به شیوه های یادگیری کودکان آشنایی داشته و می توانند با ارائه مشاوره لازم به برنامه سازان، آنان را در ساخت برنامه های هدفمند، یاری رسانند.


▪پرهیز از ساخت و تولید برنامه های کلیشه ای و تکراری
یکی از مشکلاتی که در ارائه مفاهیم دینی به چشم می آید، آن است که در موارد متعدد، برنامه سازان، اسیر کلیشه شده و بدون توجه به قدرت تشخیص و درک کودکان، سعی در انتقال مفاهیم غیر قابل هضم دارند که نه تنها نتیجه مثبتی به دنبال نخواهد داشت بلکه ممکن است نتیجه معکوس نیز داشته باشد.


▪پرهیز از انتقال مستقیم پیام به ذهن کودکان
هر پیام که از سوی فرستنده ارسال می شود نباید به گونه ای باشد که گیرنده را مستقیماً تحت تأثیر قرار دهد و یا اینکه او را وادار به دریافت پیام کند، بلکه باید فرصت تجزیه و تحلیل پیام نیز به گیرنده داده شود و این مستلزم آن است که برنامه سازان به قدرت درک و تشخیص کودکان ایمان داشته باشند.


▪ساخت و تولید برنامه های تلویزیونی با استفاده از فن آوری های روز
باید پذیرفت که تولیدات تلویزیون برای کودکان به لحاظ پردازش تصویری، چندان جذاب و گیرا نیست. چنین به نظر می رسد که در انتقال مفاهیم از طریق تصویر، کمی دست به عصا و محتاط عمل می کنیم. امروزه در بسیاری از کشورها چنان از تکنیک های خاص برنامه سازی در ساخت برنامه های کودک بهره گیری می شود که بزرگسالان هم، مشتاقانه به تماشای چنین برنامه هایی می پردازند. بنابراین لازم است در این زمینه نیز از فن آوری ها و تکنیک های برنامه سازی استفاده شود.

با همه این اوصاف، باید به این نکته توجه داشته باشیم که در شرائط فعلی، کشور ما مذهبی و دینی در میان کودکان و نوجوانان نیاز دارد تا از طریق، ایران اسلامی پشتوانه ای سرشار از روح معنویت داشته باشد و این، امکان پذیر نخواهد شد مگر آنکه تمامی عواملی که نقش اساسی در فرایند جامعه پذیری فرد را عهده دار هستند به شکل مطلوب به وظیفه خود عمل کنند. خانواده، مدرسه، گروه دوستان و همسالان و از همه مهمتر رسانه های جمعی از جمله تلویزیون که محبوب ترین و در دسترس ترین رسانه تصویری و شنیداری می باشد. همه و همه باید در یک تعامل منطقی بستری را فراهم سازند که کودکان این سرزمین به ارزشها و هنجارهای اجتماعی و دینی مذهبی خود پایبند بوده و زمینه لغزش در این زمینه به حداقل برسد.


●نتیجه گیری:
پرداختن به مسائل اعتقادی به ویژه هنگامی که یک سوی قضیه، کودکان باشد نیازمند جزم اندیشی و دقت نظر بیشتری است. کودکان با روح لطیف و پاک خود این آمادگی را دارند که هر پیامی را از سوی فرستنده اش دریافت و آن را در وجود خود نهادینه سازند در چنین حالتی اگر پیام ها مسموم و گمراه کننده باشد این احتمال وجود دارد که کودکان راه را از بیراه تشخیص ندهند و دچار لغزش شوند. در شرائط کنونی که دین ستیزان، با بهره گیری از انواع رسانه ها، سعی در گمراه کردن افکار جامعه اسلامی دارند، لازم است که دست اندرکاران رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون، حساسیت بیشتری به خرج داده و با تولید برنامه های مفید، کودکان را به بهترین شکل ممکن با ارزشها و اعتقادات دینی آشنا ساخته و شرائطی فراهم نمایند که آنها با میل و رغبت به سمت انجام فرائض دینی گرایش پیدا کنند نه اینکه اجباری برای این کار داشته باشند


منبع: روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی استان بوشهر



طبقه بندی: نماز در علوم مختلف،

تاریخ : شنبه 5 فروردین 1396 | 09:19 ق.ظ | نویسنده : مجید اخوی مهربانی | نظرات