تبلیغات
وبلاگ تخصصی نماز - نماز در ادیان دیگر
واما عشق...
《الصَّلاهُ نورٌ》نماز، روشنی است
《الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن》نماز، معراج مؤمن است
《عَلَمُ الایمَان الصَّلاة》علامت و نشانه ایمان نمازاست
《الصَّلاة نُورُ المُؤمِن》نماز نور مؤمن است
《الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم》نماز، پایه و ستون دین شماست
《عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة》نماز، پرچم اسلام است
《الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ》نماز به منزله رأس اسلام است
《الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه》نماز کلید بهشت است
نماز در ادیان دیگر

●جایگاه نماز در ادیان غیر ابراهیمی
از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم كنكاش كنیم درمی یابیم كه مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلكه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده كه در زیر به برخی از آنها اشاره می كنیم...


به طور مثال در تاریخ ادیان جان ناس می خوانیم كه تبّتیان در مواقعی كه در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و كره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت كرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یك سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می كردند(1).

و نیز یاد آوری شده: «در اواسط قرن 14 میلادی بعد از این كه امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یكی از راهبان تبّتی به نام «شونگ ـ خا ـ پا» در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» بر آمد و شریعتی بنیان نهاد كه به نام معبد زرد موصوف است. این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به كلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.»(2)

همچنین جان ناس به نقل از كتاب پنجلی كه به نام «راجه یوگه» موسوم است هشت قاعده برای جوكی سالك (یكی از مكاتب هندوان) مقرّر داشته است كه از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.(3)ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: «مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، كه در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می كردند».(4) و طبق آماری كه جان ناس در كتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال 1945 یكصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» كه شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبك گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِق عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می كرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو كف دست به موازات سینه كه شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود(5).

درباره كنفسیوس آمده است، او ادّعای این كه پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نكرده است، و در واقع بیشتر حكیم بوده تا این كه مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت كه منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی كه ساكت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این كه خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوك افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.(6)

از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین كسانی است كه در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی كسانی كه در امر پاكیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی كامل داشتند.(7)نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یكی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این كه به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كه بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت كند و نیز فكر خویش را پاك و از هر گونه آلودگی افكار مادّی آزاد كند، آنگاه خالصانه به كنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.(8)

 همچنین براخته (نماز)، دعایی است كه بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مكان كه مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر كه بوثه ی توحید است آغاز می كردند. «به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاك ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان كه مالك عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و كسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد كه طولانی است.»(9)

برای تأیید این مطلب در كتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید كه هشت ركعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان كه پنج ركعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب كه پنج ركعت می باشد و در هر ركعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یك نماز نافله می خواندند و یكی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می كنند.(10) و شاهد دیگری كه این مطلب را تأیید می كند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا كه او می گوید: «صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می كنند.»(11)

بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده كه در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راكد مسح كند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: «مبارك است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارك است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشكریان پرتو افشان او» پس از گفتن این كلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: «به پاكی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، كه ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی كه تمامش بهبودی بخش است» باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.(12)

اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: 
1ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) 
2ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. 
3ـ وقت نماز سوّم كه نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. 
4ـ وقت نماز چهارم كه نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. 
در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان كارهایی را انجام دهد كه در نماز اوّل، انجام داده است.(13)


●جایگاه نماز در ادیان ابراهیمی (بجز اسلام)

○جایگاه نماز در آئین زرتشت
زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند كه بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در كتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است كه در هر یك از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اكثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اكتفا می كنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اكثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلكه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند(14).

جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید: افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشكده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت كرده دعا و مناجات بخوانند. سپس كفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یك چمچمه از خاكستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاكستر قدوّسی را به نیّت كسب فیض و بركت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با كفش كن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند(15)

او در جایی دیگر خاطر نشان می سازد زرتشتیان شبانه روزی پنج بار نماز و پرستش خدای یگانه به جای آورند. نخست از سپیدی بامداد تا نیمروز (گاه هاون) دوم از نیمروز تا سه ساعت از نیمروز گذشته (گاه رپتون). سوم از سه ساعت از نیمروز گذشته تا پیش از تیرگی شام (گاه ازیرن). چهارم از تیرگی شام تا نیمه شب (گاه ایوه سزیترم). پنجم از نیمه شب تا سپیدی بامداد (گاه اشهن) و اشهن آغاز گاهان است.(16)

در آئین مزدیسنی از این نمازها سه نماز از همه مهم تر و معروف تر است. زرتشتیان قبل از هر چیز آن را به اطفال خود یاد می دهند. و در تمام قسمت های اوستا از این سه نماز، مكرر نام برده كه عبارتند از:

1ـ یتا اهوو ئیریو: 
یعنی به همان اندازه كه سرور جسمانی (پادشاه) نیرومند است; سرور روحانی به واسطه داشتن صفات راستی و پارسایی خود، همچنان تواناست. بخشش فرشته بهمن از آن كسی است كه فقط برای خدا كار كند و فیض قدرت الهی شامل كسی است كه پاسبان بینوایان و حامی درویشان باشد.

2ـ اشم و هو: 
یعنی راستی بهترین نیكی و سعادت است. سعادت از آن كسی است كه راست و خواستار بهترین راستی باشد.

3ـ نیگهه ها تام: 
یعنی فردا اهورا آگاه است از زنان و مردانی كه در ستایش او هستند، به این گونه مردان و زنان به سبب پارسایی و پرهیزكاریشان درود می فرستیم.(17)

اكنون بحث در این باب را با سخن یكی از همین نویسندگان زرتشتی به پایان می بریم، او در پاسخ به این سؤال اینكه چرا باید نماز بخوانیم؟ می گوید: «شبانه روزی چند بار باید نماز كرد و نامه خدا را خواند تا آنچه اهورا مزدا فرموده به یاد و به جای آوریم و منش (اندیشه) و گوشن (گفتار) و كنش (كردار) خویش را برابر فرموده اهورا مزدا پاك و راست داشته گمراه نگردیم.»(18) این سخن مشابه آنچه در قرآن در مورد نماز گفته شده، می باشد. یعنی آیه «اقم الصّلوه لذكری»(19) نماز را به خاطر یاد من بپادار «انّ تنهی عن الفحشاء و المنكر»(20) «بدرستی كه نماز انسان را از كارهای زشت و ناروا باز می دارد.»


○جایگاه نماز در آئین یهود
در این باب ابتدا از قرآن به عنوان متّقن ترین منبعی كه خبر از گذشتگان داده است شواهدی را درباره نماز در شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ خواهیم آورد. سپس از مضمون چند روایت از ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ درباره موضوع بحث خواهیم كرد و در پایان هم به مطالبی از كتاب تورات (عهد عتیق) و نویسندگان و مورّخان صاحبنظر استشهاد می كنیم. 
وقتی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت و در تاریكی و ظلمت شب، به طوفان و باران برخورد كرد و به خاطر سختی ها و مشكلات فراوان دستخوش اضطراب و ناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود كه: «اننی انّا اللّه لا اله الاّ انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذكری»(21) یعنی همانا من اللّه هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت كن و نماز را برای یاد من بپادار. در این آیه پس از بیان عبادت خدای یكتا به حضرت موسی مسأله نماز یاد آوری شده است. در آیه ای دیگر به موسی و برادرش هارون دستور داده شده كه: «شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید و خانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز به پا دارید.»(22) در این آیه هم، خطاب به موسی و هارون به پا داشتن نماز مطرح گردیده است.

همچنین قرآن در آیه 77 سوره بقره ضمن اشاره به پیمانی كه از بنی اسرائیل گرفته شده نماز را به عنوان یكی از اركان و موادّ این پیمان شمرده است». «و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاّ اللّه و بالوالدین احساناً... و اقیموا الصلوه» و هنگامی كه از بنی اسرائیل ما پیمانی گرفتیم كه جز او را نمی پرستید و به پدر و مادر نیكی كنید.. و نماز را به پا دارید. این آیه به طور آشكار از نماز به عنوان میثاق و پیمانی یاد كرده كه از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند یكتا و نیكی به پدر و مادر و غیره گرفته شده است، كه این خود بیانگر اهمیت مسأله نماز و شدّت اهتمام به آن در شریعت آسمانی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است. طبری در تفسیر خود در ذیل این آیه حدیثی را نقل می كند از قول امام باقر ـ علیه السلام ـ كه فرمودند: «احبار یهود و منافقین، مردم را به اقامه نماز و دادن زكات فرمان می دادند ولی خود انجام نمی دادند پس خداوند فرمان داد به آن ها كه با مسلمانان تصدیق كننده پیامبر باشند و اقامه نماز كنند و...»(23)


در تأیید این مطالب كه یهودیان باید نمازهایشان را در معابد شان اقامه كنند در كتاب «گنجینه تلمود»(24) آمده است كه: «علاوه بر عبادت ها و نمازهای فردی و خصوصی كه انسان به وسیله آن حاجات خود را از خدا می طلبد نمازهای جماعتی نیز هستند كه افراد موظّف هستند در آن شركت جویند. اهمیّت نماز جماعت در گفته هایی مورد تأیید قرار گرفته است. كه در اینجا برای نمونه مطلبی را به نقل از براخوت ـ 6 الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتی مورد اجابت قرار می گیرد كه در كنیسه خوانده شود.»(25) و درباره برگزاری نماز جماعت در كنیسه گفته شده است «هر آن كس كه در شهر او كنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز بدانجا نمی رود وی را همسایه بد می خوانند و با شدّت، این همسایگان بد را مورد نكوهش و مذمت قرار می دهد.»(26)

بعد از بیان آیاتی چند از كلام اللّه مجید درباره نماز در آئین یهود، در روایاتی هم كه از ائمه ـ علیهم السلام ـ به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می كند كه به بیان چند مورد از آن ها اكتفا می كنیم. از جمله، روایتی است در ارشاد القلوب دیلمی كه می گوید: «خداوند سبحان به حضرت موسی بن عمران ـ علیه السلام ـ وحی فرمود: ای موسی!... اگر ببینی آن كسانی را كه نماز می خوانند در تاریكی شب و خود را به من نزدیك می نمایند به حدی كه گویی مرا می بینند و با من خطاب و تكلّم می كنند، من به آن ها جلال و عزّت می دهم.»(27) و نیز در روایتی دیگر آمده است كه خداوند به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «علیك بالصلوه فانّها لی به مكان و لها عهد وثیق»(28) «بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاصّ نزد من دارد و نزد من پیمانی محكم دارد.»

در مورد چگونگی اقامه نماز در میان بنی اسرائیل، در كتاب اشعیا فصل چهل و پنجم آیه 24 معیّن شده، در بنی اسرائیل معمول بوده است كه ركوع و سجود و تشهد و خم كردن زانویی نداشته و ندارند و جمیعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و می نشینند و بسیار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض كرده و می كنند و بچّه ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع می كنند، زیرا كه مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است.(29)

در پایان این بحث به نمونه ای از دعاهایی كه دانشمندان تلمود نقل كرده اند و اكنون بخشی از نماز آنهاست اشاره می كنیم. «ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلّق گیرد كه به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت، پر از نیكی و رحمت، آكنده از بركت، با معیشت و روزی حلال، همراه با تندرستی و نیروی جسمانی، قرین با ترس از خطای عمری كه در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزّت و سعادت، كه در آن عشق به تورات و علم و دانش و ترس از خدا دل و جان ما را پر كند، و تو در آن، همه آرزوهای قلبی ما را به خوبی و خوشی بر آورده سازی».(30)

بالاخره در كتاب گنجینه تلمود چنین نتیجه گیری شده: «دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگتر و والاتر از در خواستی برای رفع احتیاجات مادّی می دانند در عین حال كه تقاضای زندگی جسمانی را از یاد نبرده اند. ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه ای برای ارتباط با خدا و گسترش پاك ترین و عالی ترین احساسات و انگیزه های طبیعی انسان به كار می برند. در نظر ایشان عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی روحانی است برای افزودن قدرت روان، بدین نیّت كه روح، نیروی فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.(31)» از مجموع آنچه گفته شد به خوبی می توان دریافت كه نماز در آئین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده كه توسّط حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به مردم ابلاغ شده است. و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.


○جایگاه نماز در آئین مسیحیت
در این باب نیز همچون باب گذشته ابتدا به نمونه هایی از آیات و روایات در ارتباط با موضوع نماز در این شریعت آسمانی خواهیم پرداخت و سپس شواهدی را از كتاب انجیل مقدّس (عهد جدید) آورده و از نظر چند تن از مورّخان و نویسندگان صاحب نظر در این باب بهره خواهیم گرفت.

امّا قرآن در آیات متعدّدی چندین بار از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ سخن به میان آورده است. آنگاه كه مریم پاكدامن طبق قدرت و به معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی را به دنیا آورد. این وضع موجب شگفتی و حتّی باعث تهمت ناروا به او گردید كه در این هنگام مریم به فرمان خدا سكوت كرد تنها كاری كه انجام داد این بود كه اشاره به نوزادش كرد و افراد ماجرا جو را به طرف گهواره عیسی ـ علیه السلام ـ ارجاع داد. امّا این كار بیشتر تعجّب آن ها را برانگیخت و برخی آن را حمل بر سخریه گرفته و خشمناك شدند ولی این حال چندان به طول نكشید، چرا كه آن نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: «انّی عبداللّه آتانی الكتاب و جعلنی نبیّا و جعلنی مباركا این ما كنت و اوصانی بالصلاه و الزكاه ما دمت حیّاً»(32) به درستی كه من بنده خدایم به من كتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است، مرا هر كجا باشم مایه بركت گردانید و تا زنده ام به زكات و نماز سفارش كرد.


در این آیه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ پس از بیان این كه فرستاده خداست و كتاب آسمانی به او داده شده از میان برنامه ها، توصیه به نماز و زكات را مطرح می كنند. 
آنهم با بیان، مادامی كه زنده باشم و این به خاطر اهمیّت فوق العاده این دو برنامه است چرا كه این دو، رمز ارتباط خالق و خلق است. در تفسیر این آیه آمده است: این آیه دلالت دارد به این كه نماز و زكات و نیكی به پدر و مادر بر امّت های گذشته واجب بوده است، پس حكمش ثابت می باشد و در هیچ شریعتی امر به آن نسخ نشده است.(33)

این آیه به خوبی مؤیّد این مطلب می باشد كه در شریعت آسمانی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات می باشد كه در شریعت آسمانی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات مهمّی بوده كه از طرف خداوند از ابتدای تولّد به آن حضرت توصیه شده بود و مادرش حضرت مریم ـ علیه السلام ـ هم از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود. چنانچه از جمله پندهای حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در انجیل است: «به حقّ برایتان می گویم، چیزی بالاتر از نظر شرافت اخروی و یاری كننده تر بر حوادث دنیوی از نماز همیشگی نیست و چیزی نزدیك تر از آن به خداوند رحمان نیست، پس مداومت بر آن نمایید و آن را زیاد بشمرید. و هر كار شایسته ای نزدیك می كند (ما را) به خدا پس نماز به سوی او نزدیك كننده تر است و برگزیده تر در نزد اوست.»(34) 
در قاموس كتاب مقدّس در بخشی تحت عنوان نماز آمده است كه (نماز از جمله واجبات دینیّه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت، و مقصود از نماز، گفتگو كردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتیاجات و اظهار تشكّر و امتنان برای الطاف و مراحم حق تعالی می باشد.»(35)

در قاموس كتاب مقّدس می خوانیم «روح القدس وضع و طور و طرز نماز را به ما می آموزد و جمیع انبیاء و مؤمنین و مقدّسین سلف برای نماز و دعا مشهور بوده اند. از جمله حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ و موسی و یوشع و سموئیل و داود، چنانچه از تمام مزامیز، آن چنان واضح می گردد و بسیاری از اوقات، منجی ما منفردا برای دعا و نماز در صحراها می رفت.»(36) 

همچنین در قاموس كتاب مقدّس در مورد فایده نماز آمده است. «فایده دعا و نماز متنّبه ساختن قوی و منوّر نمودن قلوب و ضمایر و سبب ترغیب و استحكام اعتماد و توكّل بر حضرت خالق و قادر كلّ می باشد به طوری كه از آن پس امكان دارد و استدعاها و در خواست ها و تضرعات ما را مرحمت فرماید. امّا نماز خانگی كه عبارت از نماز جماعتی اهل خانه باشد، سبب استحكام و تقویت و تسلّط والدین و حفظ نظامات خانوادگی شده حقایق دینی را در قلوب اطفال غرس می نماید.»(37)

مسیحیان در كنیسه هاشان كتاب مخصوص برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مكتوب است نماز باید بخوانند و امّا درباره نماز ارتجالی (فرادی) كه شخص مصلّی به خودی خود نماز كند این است كه افكار و استدعاهای مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می آورد و البتّه در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس مصلّی، تفاوت كلّی خواهد داشت و به هیچ وجه مقیّد به قیود مخصوصه نخواهد بود. طبق معتقدات اینان، مراعات اوقات معینّه برای نماز خالی از اهمیّت نخواهد بود، چنان كه یهود در ساعت سوم و ششم و نهم روز و ساعت اوّل شب و آخر شب و وقت تناول طعام نماز می گزارد. و بلندترین نمازی كه مسیح به جا می آورد و نسبت به سایر نمازها اهمیّتش بیشتر است همان نماز آخری است كه حضرتش با شاگردان و به جهت شاگردان خود بجا آورد كه به سه قسم تقسیم می شود. اوّل دعا به جهت خودش فی نفسه، دوم دعائی كه به جهت محافظت شاگردان خود فرمود، سوم دعا به جهت مؤمنین كه از آن وقت تا آخر الزمان ایمان خواهند آورد.(38) 


○نماز و دیگر شرایع آسمانی
همان گونه كه اشاره شد نماز در تمام ادیان و شرایع الهی بوده است كه به برخی از سایر شرایع آسمانی اشاره می نماییم:

الف ـ نماز و حضرت آدم ـ علیه السلام ـ :
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه: «فتلقّی حضرت آدم من ربّه كلمات»(39) روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده كه در فرازی از آن تصریح شده به این كه «حضرت آدم پس از اقامه نماز عصر جبرئیل به او نازل شد و كلمات توبه را به اذن حق به وی تعلیم داد» و این خود نشان دهنده این معنی است كه نماز از جانب خداوند به عنوان عبادتی بزرگ در زمان حضرت آدم ابوالبشر ـ علیه السلام ـ مطرح بوده است و شریعت آن حضرت از نماز خالی نبوده است.(40)

همچنین مرحوم شیخ حرّ عاملی ـ رحمه الله ـ در كتاب شریف «وسایل الشیعه» روایتی را از قول امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كنند كه چون حدیث، مفصل می باشد فرازهایی از ترجمه آن را نقل می كنیم: «زمانی كه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ از بهشت، هبوط نمود نشان (خال) سیاهی تمام بدنشان را فرا گرفت. پس اندوه حضرتش زیاد شد و بر آنچه آشكار شده بود گریست. جبرئیل آمد و گفت چرا گریه می كنی؟ ای حضرت آدم! گفت: از این خال و نشان سیاهی كه در من آشكار شده است گفت: ای حضرت آدم! نماز بخوان این زمان، نماز اولی است پس حضرت نماز را به جا آوردند پس نشان سیاه از سر آن حضرت به گردنشان رسید. بعد دوباره جبرئیل آمد و گفت حال زمان نماز دوم است پس حضرتش نماز دوم را اقامه نمود. نشان سیاه به قسمت شكم آن حضرت رسید (جای ناف) و همین طور بعد از نماز سوم به زانوها و بعد از نماز چهارم به پاها و پس از خواندن نماز پنجم به كلّی نشان و خال سیاه از بین رفت آنگاه جبرئیل گفت: ای حضرت آدم! مثل فرزند تو به این نماز، مانند مثل توست به این نشان و خال سیاه، از فرزندان تو آن كسی كه در هر شبانه روز نمازهای پنجگانه را بخواند از گناهانش رهایی می یابد. همانگونه كه تو از این نشان و خال سیاه رهایی یافتی.(41) 


ب) نماز و حضرت نوح ـ علیه السلام ـ :
مرحوم مجلسی (رحمه الله) در بحار الانوار روایتی را از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل می كنند كه در آن، حضرتش در مورد شریعت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «شریعت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ، این بود كه خدا را به یگانگی و خالصانه و بدون این كه شریك برای او قائل شوید بپرستید همان فطرت و سرشتی كه بر آن، مردم را آفرید و خداوند، او را به نماز و امر و نهی و حلال و حرام و... فرمان داد.»(42) در این روایت، آشكارا امام پنجم ـ علیه السلام ـ نماز را از دستورات مهمّی بر می شمرند كه خداوند پس از مسأله توحید، آن را به پیامبرش حضرت نوح ـ علیه السلام ـ متذكّر می شود و این خود نشانگر مرتبه والایی است كه این عبادت بزرگ در نزد خداوند دارد.


ج) نماز و حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ :
از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایتی نقل شده است كه ایشان از مسجد سهله در كوفه به عنوان خانه حضرت ادریس پیامبر ـ علیه السلام ـ یاد كرده كه در آن خیّاطی می كردند و نماز می خواندند. روایت در جلد 11 بحارالانوار آمده است: «عن الصّادق ـ علیه السلام ـ قال: اذا دخلت الكوفه فأت مسجد السهله فصلّ فیه و اسأل اللّه حاجتك لدینك و دنیاك فانّ مسجد السهله بیت حضرت ادریس النّبی ـ علیه السلام ـ الّذی كان یخیط فیه و یصلّی فیه و من دعا اللّه فیه بما احبّ قضی له حوائجه». «هنگامی كه وارد كوفه شدی پس به مسجد سهله برو و در آن نماز بخوان از خداوند حاجت دنیوی و اخروی خود را بخواه زیرا مسجد سهله خانه حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ بوده كه او در آنجا خیاطی می كرد و نماز می خواند و كسی كه خدا را در آنجا بخواند، حاجت‌هایش برآورده می شود.»(43)


د) نماز و حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ :
حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ كه قهرمان توحید است، كعبه را به فرمان خدا ساخت. در پایان این كار بزرگ رو به درگاه الهی نمود و چنین با خداوند به راز و نیاز پرداخت: «ربّنا انی اسكنت من ذرّیّتی بوادغیر ذی زرع عند بیتك المحرّم ربّنا لیقیموا الصّلوه»(44). «پروردگارا من برخی از فرزندانم را در سرزمین بی آب و علفی در كنار خانه ای كه حرم تو است ساكن ساختم تا نماز را بر پای دارند.» در این آیه حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ غرض از اسكان اسماعیل و مادرش هاجر را مسأله نماز مطرح می كند و در فراز دیگری از دعاهایش می گوید: «ربّ اجعلنی مقیم الصّلوه و من ذریّتی ربّنا و تقبّل دعاء»(45) پروردگارا مرا برپا كننده نماز قرار ده و همچنین نسل مرا نماز گزار قرار ده و در خواست می كند كه دعایش را بپذیرد.» 


هـ) نماز و حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ :
قرآن در آیه 54 سوره مریم پس از این كه حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ به عنوان پیامبر و نبی سخن می گوید و برخی از ویژگی های او را به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گوشزد می كند به این كه آن حضرت صادق الوعد (در وعده‌هایش صادق بوده) و پیامبری عالی مقام است می فرماید: «و كان یأمر اهله بالصّلوه و الزكاه و كان عند ربّك مرضیّاً» «و او (حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ) همواره خانواده اش را به نماز و زكات فرمان می داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.» و ما مشابه همین فرمان را خطاب به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم: «و امر اهلك بالصّلوه و اصطبر»(46) یعنی خانواده خود را به نماز دعوت كن و بر انجام نماز، شكیبا باشد.

و جالب تر این كه خداوند در پایان آیه اشاره می كند كه حضرت اسماعیل با انجام این دو وظیفه و سایر كارهایش، رضایت خداوند را جلب نموده است. یعنی اینگونه برداشت می شود كه از جمله كارهایی كه جلب رضایت خداوند را می كند اقامه نماز و خانواده خود را به نماز فرا خواندن است.


و) نماز و حضرت اسحاق و یعقوب ـ علیهما السلام ـ :
خداوند در قرآن از جمله موهبت های مهمّی را كه به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ داده، داشتن فرزندان صالح و نسلی برومند و شایسته است آنجا كه می گوید: «و وهبناله اسحاق و یعقوب نافله و كلاّ جعلنا صالحین و جعلنا هم ائمّه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصّلوه و ایتاء الزكاه و كانوا لنا عابدین»(47) و به او (حضرت ابراهیم) اسحاق و علاوه بر او یعقوب را بخشیدیم و همه آن ها را مردانی صالح قرار دادیم و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما (مردم را) هدایت می كنند و انجام كارهای نیك و بر پا داشتن نماز و ادای زكات را به آن ها وحی نمودیم و آن ها هم به عبادت ما پرداختند. 


ز) نماز و حضرت داود ـ علیه السلام ـ :
برای تأیید این كه حضرت داود ـ علیه السلام ـ هم به اقامه نماز اهتمام و توجّه خاص داشته اند. روایتی را كه از حضرت صادق ـ علیه السلام ـ به دست ما رسیده نقل می كنیم: «حضرت داود ـ علیه السلام ـ گفت: خدای را بسیار عبادت می كنم و بسیار او را می خوانم به اندازه ای كه كسی مانندش را هرگز انجام نداده پس وارد محراب نمازش می شد و عبادت می كرد.» 


ح) نماز و حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ :
علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه 30 سوره ص «و وهبنا لداود سلیمان نعم العبدانّه اوّاب» روایتی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت می فرمایند: «حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ اسب ها را دوست می داشت. روزی مشغول سان دیدن از اسب ها شد و به نظاره آن ها سر گرم گردید تا این كه خورشید غایب شد و نماز عصرشان فوت گردید. پس حضرت را غم و ناراحتی شدیدی فرا گرفت لذا از خداوند درخواست نمودند كه خورشید را بر او برگرداند تا این كه نماز عصر را بخواند. پس خداوند بلند مرتبه خورشید را باز گرداند تا نماز عصرشان را خواندند.»(48)

این حدیث با آیات 30 تا 33 سوره «ص» قابل تطبیق است. «یاد كن وقتی را كه بر او اسب های بسیار تند رو و نیكو را هنگام عصر ارائه دادند (و او به بازدید اسبان پرداخت برای جهاد در راه خدا و از نماز عصر غافل ماند) در آن حال گفت (افسوس) كه من از علاقه و حبّ (اسب های) نیكو از ذكر و نماز خدا غافل شدم تا آن كه آفتاب در حجاب شب رخ بر تافت. آنگاه خطاب كرد كه (به امر خدا) آفتاب را بر باز گردانید.» این آیه و روایت، بیانگر اهمیّت فوق العاده این فریضه الهی در نزد حضرت سلیمان بوده است و به اندازه ای كه یك نماز عصرش كه به دلیلی از او فوت می شود از خداوند در خواست باز گرداندن خورشید را می كند تا آن نماز فوت شده را در وقت خصوص به خود بخوانند.


 ط) نماز و حضرت یونس ـ علیه السلام ـ :
خداوند در سوره صافات به جریان زندگی حضرت یونس ـ علیه السلام ـ اشاره می كند كه آن حضرت چون از تبلیغ نمودن در میان قوم خود مأیوس شد و به سوی كشتی پری فرار نمود كه طبق روایات ماهی بزرگی راه راه بر كشتی می گیرد و دهان باز كرده گویی غذایی می طلبد. سر نشینان كشتی گفتند به نظر می رسد گناهكاری در میان ماست كه باید طعمه این ماهی شود لذا چاره ای جز قرعه زدن نبود كه وقتی قرعه زدند نام یونس در آمد، سپس ماهی حضرت یونس ـ علیه السلام ـ را بلعید در حالی كه مستحقّ ملامت بود. 

مراد ما از بیان این جریان، همان دنباله این آیات است كه می گوید: «فلو لا انّه كان من المسبّحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون»(49)اگر او از تسبیح كنندگان نبود تا روز قیامت در شكم ماهی می ماند. در ذیل این آیه مرحوم طبرسی در تفسیر شریف مجمع البیان از قول قتاده می فرمایند: «نقل شده كه منظور از تسبیح و ستایش یونس، نماز او بوده است».



پی نوشت:
(1). تاریخ جامع ادیان جان ناش / 246. 
(2). همان مدرك 147. 
(3). تاریخ جامع ادیان جان ناس / 270. 
(4). تاریخ تمدّن / 1 / 228. 
(5). تاریخ جامع ادیان جان ناس / 427 
(6). ذیل الملل و النحل شهرستانى / 21 
(7). اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 451 
(8). همان مدرك 
(9). همان مدرك / 453 
(10). آثار الباقیّه عن القرون الخالیه / 206 
(11). ملل و نحل شهرستانى / 2 / 57. 
(12). اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 263 
(13). همان مدرك 
(14). دیانت زرتشتى مقاله از دكتر مرى بویس / 155 
(15). تاریخ جامع ادیان جان ناس / 481
(16). آئینه آئین مزدیسنى / 41 
(17). یكتا پرستى در ایران باستان / 353 به همین مطلب هاشم رضى در كتاب زرتشت و تعالیم او / 132 اشاره كرده است. 
(18). آئینه آئین مزدیسنى / 45 
(19). سوره طه / 14 
(20). سوره عنكبوت / 45 
(21). سوره طه / 14 
(22). سوره یونس / 87 
(23). جامع البیان فى تفسر القرآن /1/ 203 
(24). تلمود به معنى تعلیم دیانت یهود و آداب آنهاست و در تاریخ ادبى و فكرى قوم یهود كتاب تلمود بزرگترین و جامع ترى كتاب شمرده شده است كه این كتاب در قرن پنج میلادى «یوخاس» نامى از روحانیون و خاخام هاى یهود و با همكارى كاهنان یهودى دو كتاب «میشنا و گمارا» را با هم تركیت و تلفیق كردند و چند كتاب كوچك دیگر به ان افزودند و در نتیجه كتاب تركیبى را به نام تلمود خواندند. (به نقل از كتاب سیر تحوّل دین یهود و مسیحیّت صفحه 169). 
(25). گنجینه تلمود / 103 
(26). همان مدرك / 103 
(27). ارشاد القلوب دیلمى / 2 / 19 
(28). تحف العقول / 492 
(29). همان مدرك / 227 
(30). همان مدرك به نقل از (براخوت، 16 ب) 
(31). گنجینه تلمود (براخوت، 17 الف) / 106 
(32). سوره مریم / 30
(33). الجامع الاحكام القرآن /11/ 103 
(34). نحف العقول / 508 
(35). قاموس كتاب مقدّس / 887 
(36). كتاب مقدّس (عهد جدید) / 384 
(37). همان مدرك / 385 
(38). قاموس كتاب مقدّس / 889 
(39). بقره / 35، یعنى پس آدم از پروردگارش كلمات را فرا گرفت. 
(40). تفسیر القمى / 1 / 37 و 38 
(41). وسایل الشیعه / 3 / 9 و 10 
(42). همان مدرك / 11 / 331 
(43). بحار الانوار / 11 / 280 
(44). سوره ابراهیم / 37 
(45). همان مدرك / 40 
(46). سوره شعراء / 214
(47). سوره انبیاء / 71. 72 
(48). بحار الانوار / 98 و 92 
(49). سوره صافات / 144



طبقه بندی: فلسفه نماز،

تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 01:31 ب.ظ | نویسنده : مجید اخوی مهربانی | نظرات