تبلیغات
وبلاگ تخصصی نماز - کیفیت نماز حضرت علی امیر المومنین(ع)
واما عشق...
《الصَّلاهُ نورٌ》نماز، روشنی است
《الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن》نماز، معراج مؤمن است
《عَلَمُ الایمَان الصَّلاة》علامت و نشانه ایمان نمازاست
《الصَّلاة نُورُ المُؤمِن》نماز نور مؤمن است
《الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم》نماز، پایه و ستون دین شماست
《عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة》نماز، پرچم اسلام است
《الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ》نماز به منزله رأس اسلام است
《الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه》نماز کلید بهشت است
کیفیت نماز حضرت علی امیر المومنین(ع)

از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده اند که فرمود هر که از شماها چهار رکعت نماز امیرالمؤ منین علیه السلام را بجا آورد از گناهان بیرون آید مانند روزیکه از مادر متولّد شده باشد و حاجتهاى او برآورده شود، بخواند در هر رکعت حمد یک مرتبه و پنجاه مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ و چون فارغ شود این دعا رابخواند:

《سُبْحانَ مَنْ لا تَبیدُ》
منزه است آنکه نشانه هایش


《مَعالِمُهُ سُبْحانَ مَنْ لا تَنْقُصُ خَزاَّئِنُهُ سُبْحانَ مَنْ لاَاضْمِحْلالَ》
نابود نشود منزه است آنکه هیچکس را در کارش مشارکت ندهد منزه است آنکه فخرش زوال


《لِفَخْرِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یَنْفَدُ ما عِنْدَهُ سُبحانَ مَنْ لاَ انْقِطاعَ لِمُدَّتِهِ》
نپذیرد منزه است آنکه دارائیش تمام نشود منزه است آنکه دورانش سپرى نشود


《سُبْحانَ مَنْ لا یُشارِکُ اَحَداً فى اَمْرِهِ سُبْحانَ مَنْ لا اِلهَغَیْرُهُ 》  
پس دعا کند بعد از این و بگوید:
منزه است آنکه کسى را در کارش شرکت ندهد منزه است آنکه معبودى جز او نیست


《یا مَنْ عَفا عَنِ السَّیِئاتِ وَ لَمْ یُجازِ بِهَا اِرْحَمْ عَبْدَکَ》
اى آنکه درگذرى از بدیها (گناهان ) و بدانها کیفر نکنى به بنده ات رحم کن


《یا اَللّهُ نَفْسى نَفْسى اَنَا عَبْدُکَ یا سَیِّداهُ اَنَا عَبْدُکَ بَیْنَیَدَیْکَ اَیا رَبّاهُ》
اى خدا مرا مرا (ترحم کن ) من بنده توام اى آقاى من ، من بنده توام که در برابرت هستم اى پروردگار من


《اِلهى بِکَیْنُونَتِکَ یا اَمَلاهُ یا رَحْماناهُ یا غِیاثاهُ عَبْدُکَعَبْدُکَ لا》
اى معبود من به هستى خودت سوگند اى آرزوى من اى بخشاینده اى فریادرس بنده ات بنده ات


《حیلَةَ لَهُ یا مُنْتَهى رَغْبَتاهُ یا مُجْرِىَ الدَّمِ فى عُرُوقى یاسَیِّداهُ یا》
چاره اى برایش نیست اى منتهاى آرمانم اى روان کننده خون در رگهایم اى آقاى من اى آقاى من


《مالِکاهُ اَیا هُوَ اَیا هُوَ یا رَبّاهُ عَبْدُکَ عَبْدُکَ لا حیلَةَ لى وَ لا غِنى بى》
اى مالک من اى او، اى او، اى پروردگار من بنده ات بنده ات چاره اى برایم نیست و از خود


《عَنْ نَفسْى وَ لا اَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ لا اَجِدُ مَنْاُصانِعُهُ》
چیزى ندارم و توانایى بر زیان و نفع خود ندارم و کسى را نمى یابم که با او بسازم


《تَقَطَّعَتْ اَسْبابُ الْخَدایِعِ عَنّى وَاضْمَحَلَّ کُلُّ مَظْنُونٍ عّنى اَفْرَدَنِى》
تمام وسائل چاره از من قطع شده و هر کجا گمان داشتم از بین رفت روزگار مرا تنها به درگاهت


《الدَّهْرُ اِلَیْکَ فَقُمْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ هذَا الْمَقامَ یا اِلهى بِعِلْمِکَ کانَ هذا》
روانه ام کرده پس پیش رویت در اینجا ایستادم معبودا تمام اینها با علم تو بوده


《کُلُّهُ فَکَیْفَ اَنْتَ صانِعٌ بى وَلَیْتَ شِعْرى کَیْفَ تَقُولُ لِدُعاَّئى اَتَقُولُ》
پس تو چگونه با من رفتار خواهى کرد و اى کاش مى دانستم که پاسخ دعایم را چگونه خواهى گفت آیا مى گویى


《نَعَمْ اَمْ تَقُولُ لا فَاِنْ قُلْتَ لافَیا وَ یْلى یا وَیْلى یا وَیْلى یا عَوْلى یا》
((آرى )) یا مى گویى ((نه )) پس اگر گفتى ((نه )) واى بر من پس واى بر من ، واى بر من اى بیچارگى من اى


《عَوْلى یا عَوْلى یا شِقْوَتى یا شِقْوَتى یا شِقْوَتى یا ذُلّى یا ذُلّى یا》
بیچارگى من ، اى بدبختیم اى بدبختیم اى بدبختیم ، اى خواریم ، اى خواریم ، اى


《ذُلّى اِلى مَنْ وَ مِمَّنْ اَوْ عِنْدَ مَنْ اَوْ کَیْفَ اَوْ ماذا اَوْ اِلىاَىِّ شَىءٍ اَلْجَأُ》
خواریم به چه کس ! و از چه کسى یا پیش چه کس یا چطور یا چگونه یا به چه چیز پناه ببرم و به که امید داشته باشم


《وَ مَنْ اَرْجُو وَ مَنْ یَجُودُ عَلىَّ بِفَضْلِهِ حینَ تَرْفُضُنى یاواسِعَ》
و کیست که به فضل خود بر من بخشش کند آن زمان که تو برانیم اى آنکه آمرزشش


《الْمَغْفِرَةِ وَ اِنْ قُلْتَ نَعَمْ کَما هُوَ الظَّنُّ بِکَ وَ الرَّجاَّءُ لَکَ فَطُوبى لى اَنَا》
پهناور است ، اما اگر بگویى ((آرى )) چنانچه گمان به تو همین است و همین امید را به تو دارم پس خوشا بر حالم ،


《السَّعیدُ وَاَناَ الْمَسْعُودُ فَطُوبى لى وَ اَنَا الْمَرْحُومُ یامُتَرَحِّمُ یا مُتَرَئّفُ》
در آن حال من سعادتمند و خوشبختم و خوشا بحالم که مشمول رحمتت واقع شده ام اى رحم کننده بسیار رؤ ف و با عطوفت


《یا مُتَعَطِّفُ یا مُتَجَبِّرُ یا مُتَمَلِّکُ یا مُقْسِطُ لا عَمَلَ لىاَبْلُغُ بِهِ نَجاحَ》
اى دارنده بزرگى اى دهنده فرمانروایى اى خداى دادگر عملى ندارم که بوسیله آن


《حاجَتى اَسْئَلُکَ بِاْسمِکَ الَّذى جَعَلْتَهُ فى مَکْنُونِ غَیْبِکَ وَاسْتَقَرَّ》
به خواسته ام ظفر جویم از تو مى خواهم به حق آن نامت که آنرا در پرده غیب خود پنهان کرده اى و نزد خودت


《عِنْدَکَ فَلا یَخْرُجُ مِنْکَ اِلى شَىءٍ سِواکَ اَسْئَلُکَ بِهِ وَبِکَوَبِهِ فَاِنَّهُ اَجَلُّ وَ》
قرار گرفته بطوریکه براى هیچ موجود دیگرى غیر از تو ظاهر نشود بدان نام از تو مى خواهم و بذات خودت


《اَشْرَفُ اَسْماَّئِکَ لا شَىءَ لى غَیْرُ هذا وَلا اَحَدَ اَعْوَدُ عَلى َّمِنْکَ یا》
که آن برتر و شریفترین نامهاى تو است و چیزى غیر از این ندارم و کسى سود رسانتر از تو به من نیست اى هست


《کَیْنُونُ یا مُکَوِّنُ یا مَنْ عَرَّفَنى نَفْسَهُ یا مَنْ اَمَرَنىبِطاعَتِهِ یا مَنْ》
به خود و اى هستى ده اى که خود را به من شناساندى اى که مرا به طاعتت واداشتى اى که مرا


《نَهانى عَنْ مَعْصِیَتِهِ یا مَدْعُوُّ یا مَسْئُولُ یا مَطْلُوباً اِلَیْهِرَفَضْتُ》
از نافرمانیت بازداشتى اى که تو را خوانند و از تو خواهند و تو را طلب کنند وصیتى که در (باره پیروى نکردن شیطان )


《وَصِیَّتَکَ الَّتى اَوْصَیْتَنى وَ لَمْ اُطِعْکَ وَ لَوْ اَطَعْتُکَ فیمااَمَرْتَنى》
به من کردى بدور انداختم و پیرویت نکردم و اگر آنچه دستورم داده بودى اطاعتت مى کردم


《لَکَفَیْتَنى ما قُمْتُ اِلَیْکَ فیهِ وَ اَنَا مَعَ مَعْصِیَتى لَکَ راجٍ فَلا تَحُلْ》
تو هم درباره آنچه به درگاهت آمدم کفایتم مى کردى ولى با اینکه من معصیتکارم به تو امیدوارم پس


《بَیْنى وَ بَیْنَ ما رَجَوْتُ یا مُتَرَحِّماً لى اَعِذْنى مِنْ بَیْنِ یَدَىَّ وَ مِنْ》
میان من و آنچه امید بدان دارم جدایى میفکن اى ترحم کننده بر من پناهم ده از پیش رو و از


《خَلْفى وَ مِنْ فَوْقى وَ مِنْ تَحْتى وَ مِنْ کُلِّ جِهاتِ الاِحاطَةِ بى اَللّهُمَّ》
پشت سرم و از بالاى سرم و از زیر پایم و از هر جهت که به من احاطه دارد خدایا


《بِمُحَمَّدٍ سَیِّدى وَ بِعَلِی وَلِیّى وَبِالاْئِمَةِ الرّاشِدینَ عَلَیْهِمُالسَّلامُ》
به حق محمد آقاى من و به حق على مولاى من و به حق امامان راهنمایم - که برایشان درود باد


《اِجْعَلْ عَلَیْنا صَلَواتِکَ وَ رَاْفَتَکَ وَ رَحْمَتَکَ وَاْوسِعْ عَلَیْنامِنْ رِزْقِکَ》
رحمتهاى خود و لطف و مهرت را بر ما شامل گردان و روزیت را بر ما وسیع گردان


《وَ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَ جَمیعَ حَواَّئِجِنا یا اَللّهُ یا اَللّهُ یااَللّهُ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ》
و دَین ما را ادا فرما و همه حاجتهاى ما را برآور یا الله ... که همانا تو بر هر چیزى توانایى


پس حضرت فرمود که هر که این نماز را بجا آورد و این دعا رابخواند چون فارغ شود نماند مابین او و خداوند تعالى گناهى مگر آنکه آمرزیده شود .
مؤلف گوید که احادیث بسیار در فضیلت خواندن این چهار رکعت نماز در شب و روز جمعه وارد شده و اگر بعد از نماز بگوید: 
《اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى النَّبِىِّ الْعَرَبِىِّ وَ الِهِ》
وارد شده که گناهان گذشته و آینده او آمرزیده شود و چنان باشد که دوازده مرتبه قرآن را ختم کرده باشد و حقّ تعالى گرسنگى و تشنگى قیامت را از او رفع کند.



طبقه بندی: نمازهای مستحبی،

تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1396 | 08:14 ب.ظ | نویسنده : زینب فیض ابادی | نظرات