واما عشق...
《الصَّلاهُ نورٌ》نماز، روشنی است
《الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن》نماز، معراج مؤمن است
《عَلَمُ الایمَان الصَّلاة》علامت و نشانه ایمان نمازاست
《الصَّلاة نُورُ المُؤمِن》نماز نور مؤمن است
《الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم》نماز، پایه و ستون دین شماست
《عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة》نماز، پرچم اسلام است
《الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ》نماز به منزله رأس اسلام است
《الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه》نماز کلید بهشت است
تربیت اخلاقی و دینی

در تربیت اخلاقی، تربیت دینی از جایگاه رفیعی برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانوادهها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها موید این مطلب است که مذهب میتواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده میتواند به عنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.
برای اینکه بتوان تعریفی از تربیت دینی بدست آورد نخست باید به تبیین معنای تربیت و دین پرداخت:
●مقدمه
تربیت عبارت است از : «فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب «دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و قهر و غلبه،عادت،خضوع و پیروی است و در اصطلاح عبارت است از «مجموعه عقاید، اخلاق،قوانین و مقرراتی که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش آنها بکار گرفته میشود.»

بنابراین میتوان گفت: تربیت دینی فرایندی است دوسویه میان مربی و متربی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید،قوانین و مقررات دینی تلاش میکند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خود گام برداشته،به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از ره گذرآن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.


●اهمیت تربیت اخلاقی و دینی
1-باید توجه داشته باشیم که تمام دستورهای اخلاقی و دینی زیر بنای فطری دارند، زیرا آنچه به عنوان دستور الهی در قران آمده است و یا پیامبر بزرگوار (ص) به آن اشاره کرده است همه و همه بر اساس نیازمندی های فطری و طبیعی انسان تنظیم گردیده است نه آن که برنامه های اخلاقی و دینی به افراد تحمیل شده باشد، چنان که پزشک حاذق نسخه ی طبی خود را بر اساس نیازمندی های جسمی و روانی بیمار تنظیم می نماید. روی این اصل افرادی که به نوعی در انجام برنامه های اخلاقی و دینی تعلل و سستی مینمایند در حقیقت به سلامت جسم و روان خویش زیان و صدمه وارد میکنند.


2- در اهمیت پرورش دینی و اخلاقی کودکان همین بس که در پرتو آن، همه ی نیازمندی های فطری و طبیعی کودکان به وسیله تقویت حس اخلاقی و دینی تقویت می گردند. در نتیجه کودکان به تدریج افرادی سالم و تندرست و از نظر روحی و روانی،شاداب و با نشاط و به دور از اضطراب و تشویش بار خواهند آمد.

مطالعه ای آیات قران این واقعیت را آشکار میسازد که کل موجودات آسمانی و زمینی به طفیل وجود انسان آفریده شده اند. آفرینش زمین و آسمان و همه ی موجودات به دلیل خلیفه الله بودن انسان بوده است و پر واضح است که هدف، انسانی متعالی و رشد یافته است و باز روشن است که شایستگی های افراد جز در پرتو تربیت اخلاقی و دینی امکان پذیر نمیشود.


3- اگر رشد و تقویت حس اخلاقی و دینی را از جامعه انسانی حذف کنیم، جامعه ی انسانی به جامعه ی حیوانی تبدیل شده و اصول اخلاقی و انسانی جایگاه خود را به درنده خویی خواهد داد و از ملکات اخلاقی، عواطف انسانی،بشر دوستی، تعاون و همکاری نام و نشانی بر جای نخواهد ماند


4-انسانی که با تعالیم دینی و اخلاقی پرورش می یابد، رشد و تعالی همه جانبه خواهد داشت یعنی انسان تربیت شده ی اسلامی همانند نور، علاوه بر این که خودش دارای روشنایی و نور است به دیگران نیز نور و روشنایی می بخشد، در حالی که در دنیای غرب، عواطف و فضائل انسانی روز به روز کم رنگ تر می گردد و از همین جهت کانون خانواده ها در حال تزلزل و از هم پاشیدگی است.
تربیت دینی همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی،ذهنی،اخلاقی و...فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فرا گرفته شود.یادگیری در تربیت دینی دارای دو بعد شناختی و رفتاری است که خانواده ها باید در هر بعد وظایف خاصی را بکار گیرند.


1- بعد شناختی:
خانواده نخست باید به کودک اندیشیدن را بیاموزد و بعد آموزش را از آشنایی کودک با طبیعت آغاز کند. بدین معنا که درباره نظم و زیبایی سخن بگوید، سپس رابطه طبیعت را با خدا تبیین کند، به تدریج که کودک رشد میکند میتوان مفاهیم دینی را به او آموخت. باید به کودک آموخت که تصور خداوند در هر حالت و هر شکل باید همراه تقدیس و تکریم باشد. باید مراقب بود تا والدین و سایر اعضا ی خانواده بی جهت نام مقدس خدا را به زبان نیاورند که این کار قداست نام خدا را کم رنگ میکند و فرزندان نیز به تبعیت از خانواده، به طور مکرر و بیجهت نام خدا را به زبان میآورند.


2- بعد رفتاری
مربی در خانواده چه در جایگاه پدر و مادر و چه در جایگاه خواهر و برادر باید سعی کند تا در کودک فضایل اخلاقی به ملکات اخلاقی مبدل گردد. برخی از فلاسفه معتقدند که باید فضایل اخلاقی چنان در روح آدمی رسوخ کند که حتی در خواب هم به عمل خلاف نیندیشد و این ممکن نیست مگر اینکه عادات نیک از کودکی در وی پرورش یابد.به همین جهت تربیت را فن تشکیل عادات دانسته اند.یکی از راههایی که کودک میتواند به وسیله آن دارای عاداتی نیک و رفتاری پسندیده گردد داشتن الگوی مناسب است که بهترین الگو برای کودک خانواده میباشد. 

غزالی میگوید : کودک امانتی است در دست پدر و مادر و دل پاک او مانند گوهری است نفیس و نقش پذیر چون موم و از همه نقشها خالی است و چون زمینی پاک است که هر تخم که در وی افکنی، بروید اگرتخم خیر افکنی در سعادت دین و دنیا شریک باشد و اگر بر خلاف این باشد، بدبخت شود و پدر و مادر در هرچه بر وی رود شریک باشند.

اگرچه محیط پیرامون آدمی جامعه، فرهنگ، حکومت و به خصوص مدرسه تأثیر بسزائی در تربیت دینی، اخلاقی و رفتاری کودک دارد اما خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است و فرزندان از سال های نخستین زندگی خود از طریق الگو پذیری به یادگیری می پردازند.


●عوامل موثر برتربیت دینی و اخلاقی:
1-وراثت
منظور ارث بردن فرزند از صفات و ویژگیهای پدر و مادر و اجداد است که از راه نطفه انتقال مییابد. پدر متدین، بخشنده و خوش خلق، روحیهی دین داری و بخشندگی و خوش خلقی را به فرزندان خود انتقال میدهد.


2- محیط
غرض از محیط مجموعهی عوامل و شرایطی است که فرد در آن رشد و نمو پیدا کرده و زندگی میکند. که این عوامل به دو دسته تقسیم میشوند یک دسته عوامل انسانی و دستهی دیگر عوامل غیر انسانی.


3- نقش دوستان کودک
کودک یک موجود اجتماعی است و احتیاج به انس و الفت دارد و نیازمند بازیهای دوستانه است. یکی از نیازهای طبیعی کودک موانست و مجالست به هم سن و سال خود است و پدران و مادران نیز هرگز نمیتوانند نقش همبازی را برای فرزند ایفا کنند. کودکان بر اساس علاقه ای که بهیکدیگر دارند رفتار و کردارشان در همدیگر موثر است.


4- نقش والدین در تربیت دینی و اخلاقی
کودکان به طور فطری خداشناس هستند و از نظر اخلاقی همهی روحیات خوب را دارا هستند روی این اصل پدران و مادران به جای آنکه دین و اخلاق را به فرزندان خود تحمیل کنند، بکوشند امور فطری کودکان خود را بارور سازند.


●در این راه از چه کسی مدد بگیریم؟
در تربیت فرزندان و دانش آموزان و ساختن و به عمل آوردنشان باید از نیروهایی استفاده کرد. نخست با ید از همت و عزم و ارادهی خود مدد جست که جدا به تربیت فرزند همت گماریم وبکوشیم او را بسازیم و به عمل آوریم. ثانیا از آنها که آگاه و صاحب نظرند مدد بجوئیم که آگاهیها و اطلاعات را در این زمینه در اختیار ما بگذارند. هم چنین از فرصتهایی که در اجتماع وجود دارد و از امکاناتی که دولت و دستگاههای آموزشی در اختیار ما میگذارند باید به نفع سازندگی و اصلاح فرزندمان استفاده کنیم.


●نتیجه گیری:
بنابراین خانواده باید تلاش کند که آموخته های مذهبی کودکان با تجارب و احساسات خوشایندی شکل بگیرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندی و روحیه رضایتمندی،گرایش به این احساسات مذهبی را برای کودکان گوارا میسازد. مشاهده رفتار اطرافیان (به خصوص والدین) انگیزه ای قوی و غنی برای یادگیری و آموزش فرزندان است. وقتی که کودک نسبت به رفتار و نحوه حرکات و حرف زدن والدین و اطرافیان کنجکاو میشود باید توجه داشت که کنجکاوی بی هدف و بینتیجه نیست بلکه متضمن الگوگیری و مشارکت فعالانه او به صورت تجربه ای جدید در فرازهای حساس زندگی است. مهیا کردن چنین فضایی به خصوص اگر همراه با مشارکت فعال کودکان و نوجوانان و همسالان آنان باشد برایشان بسیار دلنشین و دلپذیر است و همین امر به تدریج گرایش به امور مذهبی و روحیه اجتماعی را در آنان تقویت میکند. بدیهی است هر قدر الگو محبوبتر باشد یادسپاری رفتار آسان تر میگردد. پدر و مادر و اعضای خانواده اگر توجه داشته باشند که در خانه، سفر،در میهمانی و یا در حین انجام کار و به طور کلی در هر موقعیتی به اصول و احکام دینی پایبند باشند و به آن اهمیت دهند، در تلقی و نگرش فرزندان نسبت به فرایض دینی تأثیر مضاعف خواهد داشت.آداب و عبادات مذهبی چون پاسخی به عالیترین نیازهای معنوی است اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی ارائه شود احساس خوشایند را در آنان بر میانگیزد و متربی آن را به راحتی جذب میکند چرا که عواطف و احساسات مهمترین نقش را در تکوین، رشد و پرورش شخصیت جوان و نوجوان دارند. بدیهی است زمانی که کودکان و نوجوانان در معرض یادگیری و آموزش احکام و عبادات قرار دارند لازم است برای این موضوع زمینه سازی شود تا همراه با آموزش، احساس خوشایند در او ایجاد گردد و به این ترتیب نتیجه ای مطلوب به بار آورددر اینصورت تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسان و طبیعی خواهد بود. کسب عادتها و رفتارهای مذهبی بیش از آنکه متاثر از اندرزها و سخنان والدین باشد معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.

بجاست که خانواده ها با الهام از فرهنگ غنی اسلام و احکام و تعالیم آن به تربیت صحیح فرزندان بپردازند و این جز از طریق عمل صالح و تادب به آداب شریعت و پرهیز از عوامل غفلتزا میسر نخواهد شد.

 


فهرست منابع و مأخذ:
سالاری فر، محمد رضا (1385)- نظام خانواده در اسلام - تهران - نشرهاجر.
فلسفی، محمد تقی - حدیث تربیت - روزنامه نگاه - اردیبهشت 87.
قنبر نژاد، سلمان - مراقبتهای دینی - مجله پیوند - فروردین و اردیبهشت 87 - نشر انجمن و اولیا.
ملکی، حسن (1384)- تعلیم و تربیت اسلامی( رویکردکلان نگر) - تهران - نشر عاب



طبقه بندی: تربیت اسلامی،

تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396 | 01:11 ق.ظ | نویسنده : مجید اخوی مهربانی | نظرات