واما عشق...
《الصَّلاهُ نورٌ》نماز، روشنی است
《الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن》نماز، معراج مؤمن است
《عَلَمُ الایمَان الصَّلاة》علامت و نشانه ایمان نمازاست
《الصَّلاة نُورُ المُؤمِن》نماز نور مؤمن است
《الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم》نماز، پایه و ستون دین شماست
《عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة》نماز، پرچم اسلام است
《الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ》نماز به منزله رأس اسلام است
《الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه》نماز کلید بهشت است

داستان نماز

ساعاتی از روز را در کوه می گذراند.
کوه‌ منظره‌ بسیار زیبایی‌ داشت.
احساس می کرد در بالای‌ کوه‌، ‌ به‌ آسمان‌ و شاید هم به معبود نزدیک‌ تر است‌...


معمولاً صبح‌ که‌ هوا خنک‌ بود یا بعد از ظهر به قله صعود می کرد.
‌از پای‌ کوه‌ تا قله‌ و‌‌ غار، یک‌ ساعت‌ طول‌ می‌کشید.
پیامبر‌ همیشه حتی پیش از رسالت هم در غار حرا به عبادت می پرداخت و در پایان ماه از کوه فرود می آمد و یکسره به مسجدالحرام می رفت، به طواف عشق می پرداخت، سپس رهسپار خانه می شد.
در یکی از نخستین روزهای‏ بعثت، وقتی به قله کوه رسید، از فرط خستگی در غار حرا به خواب رفت، که صدایی، خواب را از چشمانش ربود.
صدای بال جبرئیل بود. 
جبرئیل بر زمین نشست و سلام کرد. 
پیغامش از جانب پروردگار، دستور خواندن نماز بود.
گفت: اولین‌ حکم‌ دین‌ این‌ است‌ که‌ وضو بگیری‌ و نماز بخوانی‌. 
جبرئیل با پای خود به کوه زد،
از آب چشمه ای که جوشید، وضو گرفت، 
پیامبر هم وضو گرفت.
لحظاتی بعد، صدای دلنشین پیامبر سکوت کوه را ‏شکافت.
– الله اکبر!
چه لحظه با شکوهی!
پیامبر اولین نماز را اقامه کرد.
سپس‌ جبرئیل‌ فرمود: اولین‌ حکم‌ دین‌ خدا را در منزل خود ‌اجرا کن‌.
پیامبر پس از این جریان به خانه آمد و آنچه را که یاد گرفته بود به خدیجه آموزش داد.
پس هر دو وضو گرفتند و اولین نماز عصر را با هم اقامه کردند.

فأتاه یوما وهو بأعلی مکة فغمز بعقبه بناحیة الوادی فانفجر عین فتوضأ جبرئیل، وتطهر الرسول، ثم صلی الظهر وهی أول صلاة فرضها الله عزوجل، وصلی النبی صلی الله علیه وآله، ورجع رسول الله صلی الله علیه وآله من یومه إلی خدیجة فأخبرها، فتوضأت وصلت صلاة العصر من ذلک الیوم.
فَانْفَجَرَتْ عَیْنٌ فَتَوَضَّأَ جَبْرَئِیلُ وَ تَطَهَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِلصَّلَاةِ ثُمَّ صَلَّی وَ هِیَ أَوَّلُ صَلَاةٍ صَلَّاهَا فِی الْأَرْضِ فَرَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلَّی النَّبِیِّ ص فَرَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ یَوْمِهِ إِلَی خَدِیجَةَ ع فَأَخْبَرَهَا فَتَوَضَّأَتْ وَ صَلَّتْ صَلَاةَ الْعَصْرِ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ.


مستدرک‏الوسائل ج: 6 ص: 360
اثبات الوصیة، ص: 116 




طبقه بندی: داستان های نماز،

تاریخ : شنبه 14 اسفند 1395 | 03:01 ق.ظ | نویسنده : زینب فیض ابادی | نظرات